در راستای پیگیریهای مستمر تشکیل و تاسیس کانون در استان یزد بازهم بنا به تقاضای مکرر همکاران متعاقب حضور گرم و صمیمی جناب آقای یادگاری مدیر کل محترم امور اسناد و سردفتران سازمان در یزد و جلسات مختلف و ارائه گزارشات و عملکردها ..... شال و کلاه کردیم و  به مصداق جوینده یابنده است راهی تهران شدیم به این امید که دست از پا درازتر برنگردیم .......
در روز سه شنبه ۷ اسفند پس طی مسافت طولانی یزد تا تهران که یکی از اهم مصائب همکاران به خصوص بازنشتگان و خانواده های تحت تکفلشان و از دلایل اصرار ما بر تشکیل کانون استانی است ساعت ۹ به درب اتاق مدیر کل امور اسناد و سردفتران رسیدیم ... آقای یادگاری با گرمی و مهربانی هیئت اعزامی را که در معیت مدیر کل ثبت اسناد استان نزد ایشان رفته بودیم پذیرفت و با صبوری به سخنان و خواسته هایمان گوش کرد .... اینبار بنظر میرسید مذاکرات مطلوب تر است .... ولی بازهم ماده ۶۳ بود و مانعی بر سر راه ... فقط یک نفر ... تنها یک نفر آنهم دفتر یار تا جمع واجدین شرایط را به عدد ۱۵ که نمیدانم قانونگذاران آنزمان از کجا و با کدام رمل و استرلاب به چنگ آورده بودند برساند ..... بله ... همین یک نفر میتوانست بیش از ۵۰۰ نفر همکار و وابستگان آنها را از گرفتاری نجات بخشد و ......


ولی خب تا دلتون بخواد دفتر جدید و همکار جدید در این چند سال به استان اضافه شد ولی چه کنیم قانون که سابقه ۱۰ سال را میطلبد ...
از حضور ایشان مرخص شدیم به طبقه هشتم رفتیم تا با ریاست سازمان ملاقاتی داشته باشیم و التماسی و استغاثه ای .... افسوس دست ما کوتاه و خرما بر نخیل .... نا اینکه ما را نپذیرفته باشند ها ؟ نه ... دیر رسیدیم و مدیر کل ثبت بحضور شرفیاب شده بودند و پس از اتمام فرمودند کار به معاونت امور اسناد سازمان ارجاع شده ....
خدمت جناب میرشریفی رسیدیم با اینکه اولین مرتبه بود خدائیش لحن گرم و محبت آمیز حضرتش  غم غربت و نگرانی را از ما دور ساخت مشکلات را در میان گذاشتیم .. آنچه گزارش داشتیم و در خواست و خواهش و تمنا همه را در طبق اخلاص تقدیم کردیم ... باز هم مشکل قانون بود و قانون ... خدائیش کاریش هم نمیشد کرد ... بهرحال همه استانها طالب بودند و منتظر یک نقطه ضعف .. بهرحال نتیجه سفر اگر منفی هم بود ولی بهرحال تبادل نظرهائی شد قولهای مساعدی هم داده شد تا مشکلات بر سر راه هموار شود ...
ولی به همکاران منتظر   چه باید گفت ؟ وقتی سوغات میخواهند و از کانون شدن هم به کمتر رضایت نمیدهند ..... فقط میتوانیم بگوئیم بازهم دست از پا درازتر برگشتیم ولی کمی محترمانه تر ...............