در هفته گذشته سه خبر و یا اتفاق نسبتا"مهم و درخور توجه در حوزه سردفتری داشتیم که یکی نوید بخش و دوفقره دیگر مایوس کننده و ملال آور بود نکاتی در خصوص هریک لازم به ذکر است که باستحضار همکاران معزز میرسانیم

 

١- (خبر خوش) بنا به دعوت کانون سردفتران تهران از جوامع و کانونهای سردفتری استانها برای شرکت در جلسات آموزشی گواهی امضای الکترونیک دعوت بعمل آمده بود و این کلاسها در دونوبت عصر پنج شنبه و صبح جمعه ۶ و٧ آبان در محل کانون تهران تشکیل و ابتدا توسط آقای دشتی نایب رئیس کانون که از افراد فعال و پیشرو در این زمینه میباشند خیرمقدم گفته شد و بیاناتی در خصوص اقدامات کانون در این رابطه ایراد شد و آقای آقا صفری ریاست کانون نیز ضمن خیرمقدم به حاضرین عملی شدن این امر را موجب امنیت و خاطر آحاد ملت دانست و اظهار امیدواری کرد بزودی دفاتر بعنوان پایگاههای R.A بتوانند با انجام گواهی امضای دیجتال منشا خدمات به مردم باشند و آنگاه توسط نماینده محترم وزارت بازرگانی و مسئول بخش گواهی امضای الکترونیکی کانون در دو جلسه مذکور در خصوص اهمیت ثبت امضای اشخاص و تائید هویت در فضای مجازی و کاربردی شدن اینگونه امضاها در تجارت الکترونیک و نحوه عملیاتی شدن و اقدامات دفاتر در اینخصوص سران دفاتر حاضر در جلسه را آموزش و زمینه را برای آموزش سایر دفاتر در استانها فراهم نمودند این اقدام مهم را به همکاران عزیز در سراسر کشور و کانون سردفتران تبریک میگوئیم ....

 

2- (خبر ناخوش آیند) شنیده شد تعدادی از بازنشستگان با ثبت کانونی بعنوان کانون سردفتران بازنشسته در تهران ثبت داده و با انواع لطایف الحیل و رفت و آمدهای مکرر نزد ریاست سازمان ثبت از طریق ایشان به کانون سردفتران دستور و یا فشار لازم برای تحویل یک طبقه از ساختمان کانون واقع در خیابان صحاف زاده به این کانون داده شده و ظاهرا"پیش نویس تحویل و تحول هم نوشته شده است ... این خبر بسیار غم انگیز بود زیرا تجزیه سرمایه سران دفاتر و تصرف من غیرحق و بدون اذن صاحبان آن از طرف هرکس که باشد ولو کانون سردفتران و حتی ریاست قوه یا سازمان ، شرعا و عرفا" و منطقا" صحیح نمیباشد زیرا بازنشستگان این شغل شریف علی رغم آنکه مورد احترام و تکریم ما هستند و باید مورد حمایت کانون قرار گیرند و خدمات رسانی به آنها بعد از سی سال اشتغال به این حرفه واجد اهمیت است ولی بهرحال آنها نیز افرادی هستند چون شاغلین و اگر قرار باشد هریک از اجزای کانون خود موسسه ای تاسیس و قسمتی از سرمایه را طلب کند دیگر هیچگونه انسجام و نظمی در امور و انجام وظایف کانون نخواهد ماند .. باید توجه داشت وظایف کانون بموجب قانون تعیین شده و فراتر از  امور بازنشستگی و بیمه و حقوق و مزایا میباشد و رسیدگی به امور بازنشستگان قسمت کوچکی از وظایف کانون است و کانون نمیتواند آن را به کانوی دیگر مثل کانون بازنشستگان که از نظر قانونی محلی از اعراب ندارد و صرفا" یک شخصیت حقوقی ثبت شده خصوصی است واگذار نماید و اکر قرار باشد وظایف قابل واگذاری نباشد حضرات ساختمان را برای چه میخواهند؟ ایا تهیه محل تجمع همکاران بازنشسته بعهده کانون است؟ اگر چنین شود بازنشستگان هر استان و شهرستانی نیز محق خواهند بود و چون دستشان بر نخیل نمیرسند باید متحمل این تبعیض ناروا گردند و این بدعت خطرناکی است که ما در جلوگیری از وقوع آن  تکلیف داریم ... جناب شیخ الرئیس که مدتها ریاست فائقه کانون سردفتران را عهده دار بوده اند بعنوان رئیس این کانون ایا به تبعات این امر فکر کرده اند؟ ایا خود را نماینده قاطبه بازنشستگان کشور میدانند؟ ایا میشود ادعا کرد  چنین شخصیتی از اثار زیان بار این موازی کاری بی اطلاع هست؟ باید از شخص ایشان پرسید ایا اگر در زمان ریاستشان بر کانون ، سردفتران بازنشسته آن زمان چنین درخواستی ارائه میکردند امکان گردن نهادن به چنین درخواست غیرمنطقی وجود داشت؟ مگر بازنشستگان بزرگوار ما قصد دارند چه اقدامی را به نفع جامعه سردفتری کشور انجام دهند که نیازمند یک طبقه از ساختمان کانون هستند؟ ایا قرار است امور بیمه و پرداخت مستمری تمامی بازنشستگان و خانواده های آنها در سراسر کشور را بعهده بگیرند؟ ایا قانون اجازه میدهد؟ بفرض که بدهد آیا صلاح هست که نیرو و بودجه و هزینه ای مضاعف به اینکار اختصاص داده شود؟ تصور ما این است که نقشه  تملک ساختمان در ذهنشان میگذرد و یا با شم قوی خود کسری بودجه و درآمد کانون را برای پرداخت حقوقها و مستمری ها حس کرده اند و دست به آینده نگری و ذخیره سازی زده باشند.... پیشنهاد ما این است که این بزرگواران جلسات خود را با هماهنگی کانون در سالن اجتماعات کانون برگزار نمایند و از کار موازی و تحمیل هزینه مضاعف بر بودجه و درآمد رو به کاهش و افت شدید کانون خودداری و سر راه هیئت مدیره که امروزه باید فارغ بال و بدون درگیریهای داخلی در پی اهداف کلان و دفاع از پایمال شدن حقوق خانواده سردفتری در سطح کشور اعم از شاغل و بازنشسته ، جوان و مشرف به بازنشستگی ، قدیم و جدید بپردازد ، مانع ایجاد ننمایند .. ما هنوز برای یک بیمه مختصر آنهم با این درصد پرداخت مانده ایم و همکاران بلاخص سران دفاتر جدید التاسیس از حد اقل بیمه ای برخوردار نیستند چگونه میتوان اجازه داد و دم بر نیاورد و فریاد نکرد اینهمه اجحاف را...؟ و اما سخنی با ریاست محترم کانون سردفتران و هیئت مدیره محترم ... انتظار ما اداره امور سردفتری با تمام توان و قوا ست و در این راه نباید هراسید تقبل ریاست کانون جز زحمت و محنت چیزی برای آن عزیزان ندارد لذا تسلیم اینگونه امور نشوید مقاومت و حتی استعفا ، بر گردن نهادن به هرگونه دستوری که برخلاف منافع همکاران باشد ارجحیت دارد

 

3-(خبر بی نظمی) بازهم  سیستم pos از ساعت 11 مورخ 6 ابان تا ساعت 9 روز 8 ابان بدون اطلاع قبلی قطع شد و همکاران ما در سراسر کشور سرگردان و حیران که با اسناد مردم چه کنند؟ و اسناد ثبت شده در حین واریز بدون فیش پرداخت چه میشود؟ همه در تلاش آنهم در آخر وقت اداری 5 شنبه که بانکها نیز از پذیرفتن فیشها بنا به دلایل مختلف اعم از اینکه شماره حسابها به بانکها اعلام نشده ویا درجریان شناسه های پرداخت نمیباشند و یا وقت اداری بانک تمام شده است و ..... خودداری مینمودند ... ولی جالب آنکه آب هم از آب تکان نخورد زیرا این طرف قضیه سران دفاتر بودند ، کسانی بودند که هرگز در مقابل ناملایمات صدایشان در نمی آید .. این خبر که نمونه آن در این حوزه فراوان است بسیار تاثر انگیز بود جا دارد در همینجا از جناب آقا صفری بخاطر پیگیری سریع در روز شنبه و انعکاس آن به مبادی ذیربط تشکر و قدردانی نمائیم

نزدیک به دوسال است دفاتر اسناد رسمی کم و بیش به سیستم pos مجهز شده اند و در این مدت علی رغم شعارها و خبرها و رسانه ای شدنها ، هیچگونه دستورالعملی نبود که نشان دهد متولی این سیستم ، بطور کلی یا در بخشهای نرم افزاری ، سخت افزاری و سیستمی چه کسی است؟ و یا مسئول پاسخگوئی به مشکلات بعهده کدام مرجعی است؟ بانک ملی مشکل را ناشی از برنامه های سامان میدانست و سامان قطع سیستم و مشکلات را به سوئیچ بانک ملی و شتاب احاله میکرد لکن بالاتفاق نوید اتصال سوئیچ خزانه و مرتفع شدن تمامی گرفتاریها در این بخش را میدادند که دیدیم سوئیچ خزانه هم وصل و شد ومشکلات اگر نگوئیم بیشتر شد ولی با کمال جرئت میتوان گفت کمتر نشد.. هرروز با مشکلات عدیده روبرو هستیم پیامهای "عدم ارتباط بامرکز" و یا "تراکنش معتبر نیست" و "بروز خطا در هنگام تراکنش" و ........ اعصاب همکاران را بهم ریخته از یک طرف صرف وقت و اتلاف انرژی و نیروی انسانی و از طرف دیگر سرو صدا و اعتراض ارباب رجوع .... و متاسفانه چون معلوم نیست این دستگاه عجیب و غریب و مخل اعصاب و تولید کننده انواع استرس،  کی و چه زمانی با سردفتر کنار می آید، نمیشود مبادرت به صدور فیش و اعزام مشتری به بانک نمود .. و وای به روزی که از همان اوان صبح سیستم تصمیم میگیرد اعصاب را بهم بریزد و تا آخر وقت هم رضایت به تکریم ارباب رجوع نمیدهد و اسناد مانده اند و پرداختها ناممکن ......

عاقبت یک دستورالعمل بعد از مدتها مکاتبه و اعتراض و خواهش و تمنا از راه رسید و تا حدودی تکلیف هریک از طرفین (سازمان - بانک - دفاتر - شرکت نرم افزاری) مشخص شد و دلخوش از آن بودیم که هرکس به وظایف خویش عمل خواهد کرد و از این پس با مشکلات کمتری روبرو خواهیم بود ولی متاسفانه بازهم این دستورالعمل برای دفاتر جنبه اجرائی داشت نه سایرین زیرا در همین نمونه قبل گرچه مقرر شده بود مراتب قطع شدن از قبل توسط sms به سران دفاتر اطلاع داده شود ولی نه نها اطلاع داده نشد که در سایتهای اطلاع رسانی خودشان هم خبری نبود و واحد انفورماتیک سازمان هم که ظاهرا از موضوع بی اطلاع و تصور میکنیم بعد از اطلاع هم اقدام موثری بعمل نیاورده باشد... و ادارات کل هم که اکثرا"علی رغم تاکیدی که در دستورالعمل شده بود، اعلام شماره حسابها به بانک و سازمان را بدست فراموشی سپرده بودند ... حال این کوک شدن ساز کی و چه وقت صدایش در دفاتر در آید و چه تعداد سردفتر بعلت مغایرت تاریخ و زمان پرداخت وجوه با تاریخ سند به چوب و فلک بی مهری سپرده شوند والله و اعلم