نقل از وبلاگ دفترخانه ها   http://daftarkhaneha.blogfa.com 

 اول  صبح که به دفتر آمدیم کارمند عزیز بخشنامه های اداره ثبت را روی میز گذاشت  وسط بخشنامه های جدید  یک بخشنامه مربوط به برج ۱۲  با کپی کمرنگ به زور می خواست خودشه نشون بده که رد پایی از قلی در آن دیده می شد  با خود گفتیم خدایا ما چه تقصیری کردیم که صبح و ظهر و شبمان این روزها باید با  این آقا  سپری بشه

خلاصه  هنوز توی این فکر بودیم که از فرمانداری تماس گرفتند گفتند کار  فلان کارمند را بدون کد رهگیری انجام بدهید گفتیم نمی شود بعد از دارایی تماس گرفتند گفتند کار آن کارمند را انجام بده بعد دو سه تا ارباب رجوع  آمدند گفتند بنگاه به بهانه کد رهگیری قولنامه می نویسد و به اجبار می خواهد به بهانه گد رهگیری  پول قولنامه را بگیرد  خلاصه اعصابمان داغون شد

آمدیم به بازرگانی  تلفن زدیم گفتیم این معضل شما  راه حلتان چیست  گفتند قانون است کاریش نمی شود کرد  اما با در ادارات بازرگانی  شخصی را مسئول اینکار کرده ایم  که مجانی به مردم کد بدهد گفتیم باز راه دور است راه حل بهتر ارائه بده گفت هر دفترخانه خواست کپی شناسنامه  و کارت ملی و ابلاغ سردفتری را بیاورد تا به او فرمی بدهیم  پس از تکمیل رمز سامانه به او تحویل می شود تا کار مردم راحت شود

 صرف نظر از سایر مسایل  در صورت صحت این موضوع چرا مقامات ثبتی و کانون  اطلاع رسانی دقیق انجام نمی دهد  اصل کد رهگیری  اصلا به نفع جامعه و سردفتران است از کانون سردفتران خواهشا" تقا ضا داریم بیشتر  در روزنامه ها  و تلویزیون و رادیو حضور یابند  یعنی ما کمتر از  قلی هستیم  که هر جا می روی رد پاش دیده می شود  یعنی ما کمتر از مایلی کهن هستیم که هر چه به ذهنش می آید فرداش سوژه همه روزنامه ها و رسانه ها است  بخدا این رسانه ها دنبال مطلبند از خودایشان است   این آخرین فکر مایلی کهن بوده که خوراک همه شده ببینید